خمیدگیِ والرین
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
کمی آسودگی می خواهم برای نشستن و به هیچ فکر کردن. کمی دیوار سفید که پرت شدن تصاویر و حرف های ذهنم را بر آن ببینم.چند قطعه بی کلام از شوپن. چند کتاب با خطوط سفید، بی رنگ، بی خط، بی عروض که پر کنم سفیدی
زیرِ پل
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
تا حالا زیرِ پل توی پارک اعتراف نکرده بودم و بعدش هم با طرف کلاب نخورده بودم.-البته این قدر ها هم کوتاه و بی قداست نبود، سردردم خوب شه تعریف می کنم-
یک روز خوب برای موز ماهی - نوشته جروم دیوید سلینجر
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
“ خب شناکنان توي سوراخي ميروند که پر از موزه. وارد که ميشن ماهيهاي خيلي معمولياي هستن. اما همينکه تو سوراخ جا گرفتن رفتارشون مثه خوکا ميشه. راستش من خودم با چشاي خودم ديدم که يه موزماهي تو سوراخ
تجاوز فرهنگی ؟! درتان را بگذارید
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
جناب پست گذاشته اند با عنوان تجاوز فرهنگی که : "برادران گرامی، با ابرو مرتب کردنتون کنار اومدیم، با خیلی مرتب کردنتون کنار اومدیم، حتی با وسط ابرو برداشتنتون هم کنار اومدیم..ولی شما رو به خدا ابروهاتو
"تدی" - نوشته "جروم دیوید سلینجر"
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
اون سیبی که آدم تو باغ بهشت خورد یادت هست که تو کتاب مقدس اومده؟ می دونی تو اون سیب چی بود؟ منطق بود. منطق و چرندیات. چیز دیگه ای توش نبود.بنابر این , نکته ای که می خوام بگم اینه, اگه می خوای اشیاء رو همونطور که واقعن هستن ببینی, باید اون سیبو بالا بیاری...