خرید بک لینک
کمی آسودگی می خواهم برای نشستن و به هیچ فکر کردن. کمی دیوار سفید که پرت شدن تصاویر و حرف های ذهنم را بر آن ببینم.چند قطعه بی کلام از شوپن. چند کتاب با خطوط سفید، بی رنگ، بی خط، بی عروض که پر کنم سفیدیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

تا حالا زیرِ پل توی پارک اعتراف نکرده بودم و بعدش هم با طرف کلاب نخورده بودم.

-البته این قدر ها هم کوتاه و بی قداست نبود، سردردم خوب شه تعریف می کنم-

برچسب: نویسنده: بهراد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

“ خب شناکنان توي سوراخي ميروند که پر از موزه. وارد که ميشن ماهيهاي خيلي معمولياي هستن. اما همينکه تو سوراخ جا گرفتن رفتارشون مثه خوکا ميشه. راستش من خودم با چشاي خودم ديدم که يه موزماهي تو سوراخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

جناب پست گذاشته اند با عنوان تجاوز فرهنگی که : "برادران گرامی، با ابرو مرتب کردنتون کنار اومدیم، با خیلی مرتب کردنتون کنار اومدیم، حتی با وسط ابرو برداشتنتون هم کنار اومدیم..ولی شما رو به خدا ابروهاتوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

اون سیبی که آدم تو باغ بهشت خورد یادت هست که تو کتاب مقدس اومده؟ می دونی تو اون سیب چی بود؟ منطق بود. منطق و چرندیات. چیز دیگه ای توش نبود.بنابر این , نکته ای که می خوام بگم اینه, اگه می خوای اشیاء رو همونطور که واقعن هستن ببینی, باید اون سیبو بالا بیاری...

برچسب: نویسنده: بهراد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

صفحه بندی